در حال بارگذاری ...
  • برای جواد انصاری و قرنطینه اش

    قرنطینه عملیات ایزوله و محدود کردن اجباری به منظور جلوگیری از فراگیر شدن بیماری یا عامل خطرسازاست. قرنطینه به طور معمول در مورد انسان‌ها انجام می شود؛ چالش انسان معاصر برای رهایی از تنهایی خویش! اینبار سربازی در قرنطینه ...

     کوروش سلمانی: در اثر فوق به دنبال عامل پیش برنده داستان هستیم با تمام واکاوی و تلاش جواد انصاری برای إیجاد یک فضای چالش بر انگیز ما از ابتدای اثر به این موضوع پی می بریم که سرباز در درون خود جنگی مداوم را دارد و أفکار و ذهنیت های اوست که شکل درام را می سازد و به دنبال خلق رویداد های اثر است این برای مخاطب دلچسب نیست چرا که انچه ما تعلیق. ابهام و دغدغه برای درگیری ذهنی در اثر به دنبال ان هستیم  معکوس عمل میکند. ما اگر منولوگ پایانی اثر را هم حذف کنیم باز بازخورد اثر برای نتیجه گیری کاملا مشخص است.
    جواد انصاری تلاش می کند از هزار توی گفتار فلسفی که خوانده یا شنیده به یک ساخت درست برای پیشبرد اثرش برسد و راهکاری برای برخوردهای اجتماعی انسان ها بیرون بکشد و انسان را به جای غرق شدن در پیچیدگی های فلسفی به فهم اسان روابط و گفتمان های ساده سوق دهداما واقعیت این است که هدف از طرح موضوع برای مخاطب از منظر نویسنده اثر مشخص و معلوم نیست پرداخت به عشق و اینکه دوستت عاشق زنت باشد و نشانه ای برای تلنگر عشقی عمیق  کانون بحران شود و به قرنطینه شدن انسان مجهول و عریان ختم شود را می شد با وسواس بیشتری  نشان داد. انسان هایی که در این کانون زمزمه های روحی و روانی و توهمی خود را بازگو می کنند و سعی می کنند واقعیت های تلخ را به شیرینی سوق دهند نعشگی که انسان ها به دنبال ان هستند و حوادث و اتفاقات ناگوار این نعشگی را از انها می گیرد تا انسان به حرافی خیال پردازی و خواب پناه ببرد و در درون خود جنگی را به راه بیندازد و به دنبال   طرح نقشه ای برای پیروزی  است.
    اصل در این اجرا برباور پذیری بود که بازی ها از این اصل گاها فاصله می گرفت فریاد بلند برای این اثر سم مهلکی بود که بازیگران به اثر تزریق می کردند  و به اجرای آسیب می زدند. خالی بودن،عریان بودن، تهی بودن برای هدفی که نویسنده در ارایه آن ناقص عمل کرده بود را به سختی میشد تحمل کرد و سوالات بی پاسخی در ذهن بیننده شکل می گرفت؛ زیرا تاثیر جنگ یا سربازی در کالبد اثر به دو جفت پوتین ختم میشد و چند گفتگویی که بیشتر برای شعار و پزهای مدرنیته  ضدجنگی شبیه بود. اصلا در این اثر مساله ما جنگ و افیون کشنده انسانی ان هست یا خیر؟!
    تکلیف جواد انصاری با واقعیت های موجود جنگ در هر صورت مشخص نیست البته شاید تعمدی در این وسط باشد که خلاهای موجود در متن اجرا را به نکات تعمدی نمی رساند. موفقیت گروه اجرایی را در ارایه یک کار تجربی می بینم و اینکه مواضع ذهنی نویسنده کاملا با دغدغه های شخصی و بیرونی اش در ارتباط است. صداقت متن با تمام خلاها ی موجود و اینکه متن در قالب تفکر نویسنده بود را می پذیریم. این اثر برای اینکه بهتر در روزهای آتی به صحنه برود نیاز مبرمی به هماهنگی در اجرا دارد تا موفقیت بیشتری حاصل شود.




    مطالب مرتبط

    گفتگو با مجید بشکال

در هرمزگان تئاتر عروسکی نداریم!
    گفتگو با مجید بشکال

    در هرمزگان تئاتر عروسکی نداریم!

    هنر عروسک‌گردانی و نمایش عروسک هنری است که می‌توان گفت از سال‌های بسیار دور و برای اهداف مختلف با انسان بوده اما آنچه به تحقیق معلوم شده است در جوامع اولیه عروسک‌ها برای مقاصد مذهبی استفاده می‌گردید و کاربردی بیش از هنر داشت. رهبران مذهبی هزاران سال پیش ماسک‌ها و اشکال ...

    |

    یادداشت بهروز عباسی

نگاهی به نمایش «خرده بورژواها»
    یادداشت بهروز عباسی

    نگاهی به نمایش «خرده بورژواها»

    نمایش «خرده بورژواها» به نویسندگی و کارگردانی سید ذبیح موسوی تا 4 آبان ماه در تماشاخانه آفتاب بندرعباس به روی صحنه است. این نمایش تازه ترین اثر گروه تئاتریکال بندرعباس است که پیش از این نمایش های "رومئو و ژولیت، بلندترین جای دنیا، مگس های مردار و روی صحنه برده است.

    |

    نظرات کاربران